بینش در آموزش و یادگیری مبانی و مدل‌ها

روان‌شناسی رشد و بحران

22 بازدید

زمان مطالعه: 6 دقیقه

یادگیری در شرایط بحران: روان‌شناسی رشد دربارۀ جنگ به ما چه می‌گوید؟

پس از هر بحران، معلم‌هایی که به کلاس درس بازمی‌گردند اغلب تجربۀ مشابهی را گزارش می‌کنند: دانش‌آموزانی که در کلاس حضور دارند اما تمرکز کوتاه‌تری دارند، زودتر خسته می‌شوند یا واکنش‌های هیجانی شدیدتری نشان می‌دهند. در این یادداشت تلاش می‌کنیم تا از منظر روان‌شناسی رشد، یکی از دلایل این پدیده را توضیح دهیم

پژوهش‌های روان‌شناسی رشد کودک در دو دهه اخیر نشان داده‌اند که تجربه‌های اولیۀ زندگی می‌توانند مسیرهای شناختی و هیجانی رشد را به شکل قابل توجهی تحت تأثیر قرار دهند. برخی از این تجربه‌ها، به‌ویژه زمانی که با ناامنی، بی‌ثباتی یا تهدید همراه باشند، می‌توانند به مرور بر سازوکارهایی مانند تنظیم هیجان، حافظۀ فعال و تمرکز اثر بگذارند. در ادبیات علمی، یکی از چارچوب‌های مهم برای مطالعه این مسئله مفهوم «تجربه‌های منفی دوران کودکی» یا ACES است.

چارچوب ACEs (Adverse Childhood Experiences) یا تجربه‌های ناگوار دوران کودکی نخستین‌بار در مطالعات اپیدمیولوژیک دهه ۱۹۹۰ در ایالات متحده شکل گرفت. این مطالعات تلاش داشتند رابطه میان تجربه‌های دشوار دوران

تجربه‌های دشوار در کودکی فقط رویدادهایی گذرا نیستند؛ این تجربه‌ها می‌توانند به شکل تدریجی در سیستم‌های زیستی مرتبط با استرس و همچنین در کارکردهای شناختی مانند توجه، حافظه و تنظیم هیجان اثر بگذارند. به همین دلیل، شرایط زندگی کودک به‌طور مستقیم با ظرفیت یادگیری او در مدرسه پیوند پیدا می‌کند.

کودکی و پیامدهای مربوط به سلامت در دوران بزرگسالی را بررسی کنند. در نسخه کلاسیک این چارچوب، ده دستۀ تجربه آسیب‌زا بررسی می‌شدند؛ از جمله انواع سوءاستفادۀ جسمی و عاطفی، نادیده گرفته شدن، خشونت والدین، بیماری روانی یا اعتیاد در خانواده، و فروپاشی ساختار خانواده.

یافته‌های این پژوهش‌ها نشان دادند که تجربه‌های ناگوار دوران کودکی اثر تجمعی دارند. به عبارت دیگر، هرچه تعداد این تجربه‌ها بیشتر باشد، احتمال بروز طیفی از پیامدهای منفی در سال‌های بعد افزایش می‌یابد؛ از مشکلات سلامت روان گرفته تا بیماری‌های جسمی مزمن. در سال‌های بعد، پژوهشگران نشان دادند که بخشی از این رابطه از طریق سازوکارهای زیستیِ استرس مزمن توضیح داده می‌شود

دانش‌آموزی که در محیطی با خشونت خانگی یا بی‌ثباتی شدید زندگی می‌کند، ممکن است در کلاس درس مدام در حالت «هشیاری بالا» باقی بماند؛ یعنی بخش مهمی از توجه او صرف پایش محیط و پیش‌بینی خطر می‌شود. در چنین شرایطی، حتی اگر آموزش به‌طور عادی ادامه داشته باشد، ظرفیت ذهنی کمتری برای یادگیری باقی می‌ماند.

تجربه مکرر ناامنی می‌تواند سیستم پاسخ به استرس در بدن را در حالت فعال نگه دارد و بر فرایندهای رشد مغز اثر بگذارد.

در سال‌های اخیر، مفهوم ACEs گسترش یافته است و پژوهشگران توجه بیشتری به منابع استرس‌زا در سطح اجتماعی معطوف کرده‌اند. شرایطی مانند فقر شدید، تبعیض ساختاری، مهاجرت اجباری، یا زندگی در محیط‌های درگیر خشونت جمعی نیز می‌توانند بخشی از تجربه‌های آسیب‌زای کودکی باشند. این تغییر نگاه، مسئله را از سطح خانواده به سطح محیط اجتماعی گسترده‌تر منتقل کرده است.

از منظر یادگیری، یکی از مفاهیم کلیدی که در این بحث مطرح می‌شود مفهوم استرس سمی است. زمانی که کودک به‌طور مکرر در معرض شرایط تهدیدآمیز قرار می‌گیرد و در عین حال منابع حمایتی کافی در دسترس او وجود ندارد، سیستم استرس بدن به شکلی مزمن فعال می‌شود. مطالعات علوم اعصاب رشد نشان داده‌اند که این وضعیت می‌تواند بر شبکه‌های عصبی مرتبط با حافظه و یادگیری اثر بگذارد، به‌ویژه در نواحی‌ای مانند هیپوکامپ و قشر پیش‌پیشانی که برای تمرکز، برنامه‌ریزی و پردازش اطلاعات ضروری هستند.

همیشه راهی برای بهبود هست

با این حال، همه کودکانی که تجربه‌های دشوار دارند با پیامدهای مشابه مواجه نمی‌شوند. این تفاوت توجه پژوهشگران را به عامل مهم دیگری جلب کرده است: تجربه‌های مثبت دوران کودکی. چارچوب PACEs (Positive Childhood Experiences) یا تجربیات مثبت دوران کودکی در واقع تلاش می‌کند سوی دیگر این معادله را توضیح دهد. این چارچوب بر تجربه‌هایی تمرکز دارد که احساس امنیت، تعلق و ارتباط پایدار را در زندگی کودک ایجاد می‌کنند. مطالعات نشان داده‌اند که وجود چنین تجربه‌هایی می‌تواند نقش محافظتی مهمی ایفا کند و حتی با وجود تجربیات ناگوار در کودکی، احتمال بسیاری از پیامدهای منفی را کاهش دهد.

تجربیات مثبت در دوران کودکی اغلب از دو طریق عمل می‌کنند: نخست ایجاد روابط دلبستگی امن با بزرگسالان قابل اعتماد، و دوم فراهم کردن محیط‌های اجتماعی قابل پیش‌بینی که در آن کودک احساس ارزشمندی و تعلق می‌کند. این تجربه‌ها به تنظیم بهتر سیستم استرس کمک می‌کنند و امکان می‌دهند کودک منابع شناختی و هیجانی بیشتری برای یادگیری در اختیار داشته باشد.

برای کودکی که در محیطی پرتنش زندگی می‌کند، رابطه‌ای پایدار با یک معلم یا مربی می‌تواند نقش مهمی در تنظیم هیجان و احساس امنیت ایفا کند. همین رابطه گاهی به عاملی تبدیل می‌شود که کودک را همچنان در فرایند یادگیری نگه می‌دارد.

مدرسه به‌عنوان محیط مراقبتی

در محیط‌های بحرانی، اقداماتی مانند حفظ روال‌های ثابت در کلاس، ایجاد رابطه پایدار میان معلم و دانش‌آموز، و فراهم کردن فضاهایی برای تعامل و بیان تجربه‌های شخصی می‌تواند بخشی از تجربه‌های مثبت کودکی را در مدرسه بازسازی کند. این عناصر به تنظیم استرس و حفظ ظرفیت یادگیری کمک می‌کنند.

از این منظر، مدرسه در شرایط بحران فقط محل انتقال دانش نیست. در بسیاری از موارد، مدرسه می‌تواند یکی از معدود محیط‌هایی باشد که در آن ساختار، پیش‌بینی‌پذیری و روابط حمایتی هنوز وجود دارد. همین ویژگی‌ها گاهی بیش از خود محتوای آموزشی بر امکان یادگیری اثر می‌گذارند.

جمع‌بندی

در نهایت، نگاه به یادگیری در شرایط بحران بدون در نظر گرفتن تجربه‌های زندگی کودکان ناقص خواهد بود. چارچوب‌هایی مانند ACEs و PACEs تلاش می‌کنند نشان دهند که آموزش، رشد روانی و محیط اجتماعی کودک از یکدیگر جدا نیستند. شاید پرسش مهم برای نظام‌های آموزشی این باشد که در شرایطی که بخشی از زندگی کودکان با بی‌ثباتی همراه است، چگونه می‌توان مدرسه را به فضایی تبدیل کرد که همچنان امکان یادگیری را حفظ کند.

منابع برای مطالعۀ بیشتر:

Felitti, V. J., Anda, R. F., Nordenberg, D., Williamson, D. F., Spitz, A. M., Edwards, V., Koss, M. P., & Marks, J. S. (1998). Relationship of Childhood Abuse and Household Dysfunction to Many of the Leading Causes of Death in Adults: The Adverse Childhood Experiences (ACE) Study. American Journal of Preventive Medicine.

Shonkoff, J. P., & Garner, A. S. (2012). The Lifelong Effects of Early Childhood Adversity and Toxic Stress. Pediatrics.

Shonkoff, J. P., Boyce, W. T., & McEwen, B. S. (2009). Neuroscience, Molecular Biology, and the Childhood Roots of Health Disparities. JAMA.

Bethell, C., Jones, J., Gombojav, N., Linkenbach, J., & Sege, R. (2019). Positive Childhood Experiences and Adult Mental and Relational Health in a Statewide Sample. JAMA Pediatrics.

Masten, A. S. (2014). Ordinary Magic: Resilience in Development. Harvard University Press.

Center on the Developing Child at Harvard University. (2015). Supportive Relationships and Active Skill-Building Strengthen the Foundations of Resilience.

مرکز نوآوری نورا

مرکز نوآوری نورا

توضیحات نویسنده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *